حسین بن علی بن ابی‌طالب

حسین بن علی بن ابی‌طالب

 حسین بن علی بن ابی‌طالب

حسین بن علی بن ابی‌طالب -زاده ۳ شعبان ۴ -قمری- در مدینه -۲۰ بهمن ۴- — درگذشته-شهادت- ۱۰ محرم ۶۱ -قمری- -۲۱ مهر ۵۹-در کربلا- امام سوم شیعیان است. او با کنیه‌اش اباعبدالله نیز شناخته می‌شود.

حسین بن علی بن ابی‌طالب

او فرزند حضرت علی بن ابی طالب و بانو فاطمه و نوهٔ خاتم النباء محمد بن عبدالله، پیامبر اسلام است. امام سجاد، چهارمین امام شیعیان فرزند وی است. او روز عاشورا در نبرد کربلا کشته شد و به همین دلیل شیعیان او را سیدالشهداء می‌نامند.

حسین بن علی بن ابی‌طالبمسلمانان حضرت حسین بن علی بن ابی‌طالب را به دلیل بزرگی نام و عمل او و اینکه یکی از ۵ ستاره درخشان شیعه است گرامی میدارند و جالب است بدانید این حسین کسی است که همه او رامیشناسند.حتی اگر خود را به بیخبری بزنند  خلاصه عشق حسین مسلمان و شیعه و سنی و مسیهی و یهودی نمیشناسد.در ادامه با سرور و سالار شهدان  حضرت حسین بن علی بن ابی‌طالب ع یشتر آشنا می شویم.


حسین بن علی بن ابی‌طالبحسین بن علی بن ابی‌طالب هفت سال اول عمرش را با پدربزرگش محمد گذراند. روایاتی از علاقهٔ محمد نسبت به وی و برادرش حسن مجتبی نقل شده‌است؛ مانند: «حسن بن علی بن ابی‌طالب و حسین بن علی بن ابی‌طالب سید جوانان اهل بهشت‌اند».مهمترین واقعه دوران کودکی حسین رویداد مباهله و اینکه این دو نفر مصداق کلمه «ابناءَنا» در آیه مباهله گردیدند است.بسیاری معتقدند در جوانی، در فتح طبرستان و در دفاع از خانهٔ عثمان شرکت داشت.  در دوران خلافت علی، حسین بن علی بن ابی‌طالب در رکاب پدرش بود و در جنگ‌های او شرکت داشت.


بنی امیهحسین جزو کسانی از پیروان علی بود که معاویه علی و آنان را در ملاء عام لعنت می‌کرد. در دوران برادرش حسن، به پیمان صلح او با معاویه پایبند ماند و اقدامی علیه وی انجام نداد.در زمان حکومت معاویه دو عمل مهم از او در منابع تاریخی ثبت شده‌است:یکی هنگامی که در مقابل چندی از بزرگان بنی امیه در مورد حق مالکیت خود بر یک سری زمین‌ها ایستاد و دیگر آنکه از تقاضای معاویه برای پذیرش یزید بعنوان ولیعهد معاویه با این دیدگاه که تعیین ولیعهد بدعتی است در اسلام، سرباز زد.


حسین بن علی بن ابی‌طالببلافاصله پس از مرگ معاویه در سال ۶۰ هجری به فرمان یزید حاکم مدینه حسین را به قصر حکومتی فرا خواند تا آنان را مجبور به بیعت با یزید کند. اما حسین بن علی بن ابی‌طالب با یزید بیعت نکرد و به همراه خانواده‌اش به مکه رفت و چهار ماه در آنجا ماند.اهالی کوفه که اکثراً شیعه بودند از مرگ معاویه خوشحال شده و به حسین نامه نوشتند و گفتند که دیگر حکومت بنی‌امیه را تحمل نخواهند کرد.حسین نیز صلاح را آن دید که پسرعمویش مسلم بن عقیل را به آنجا فرستاده تا شرایط آنجا را بررسی کند. مردم کوفه به سرعت با مسلم بیعت نموده و حتی مسلم به منبر مسجد کوفه رفت و در آنجا مردم را مدیریت نمود.


حسین بن علی بن ابی‌طالباین ناآرامی‌ها به یزید گزارش داده شد و او عبیدالله بن زیاد را حاکم کوفه کرد و به او فرمان داد تا سریعاً به کوفه رفته و آشوب‌ها را بخواباند. عبیدالله بن زیاد اقدامات شدیدی در برخورد با هواداران حسین انجام داد که آنان را وحشت زده کرد و مسلم را، در حالی که نامه‌ای خوشبینانه از بیعت کوفیان به حسین فرستاده بود، گردن زد.حسین که از وقایع کوفه خبر نداشت، برخلاف اصرارهای دوستانش در تاریخ ۸ یا ۱۰ ذیحجه ۶۰ آماده عزیمت به سمت کوفه گردید.عبیدالله بن زیاد سربازانش را در جای جای مسیر حجاز تا کوفه گماشته بود و به هیچ‌کس اجازه نمی‌داد که از محدوده قلمروهای مسدود شده خارج شود یا به قلمرویی دیگر وارد گردد.حسین در میانه راه دریافت که قاصدش که به کوفه فرستاده شده بود کشته شده‌است و از یارانش خواست که اگر خواستند می‌توانند از کاروان جدا شوند اما کسانی که از حجاز با وی بودند وی را ترک نکردند.


حسین بن علی بن ابی‌طالبدر میانهٔ راه، سوارانی به سرکردگی حر بن یزید ریاحی کاروان را متوقف نمود؛ او فرمان داشت که حسین بن علی بن ابی‌طالب و همراهانش را بدون جنگ پیش ابن زیاد ببرد اما حسین پیشنهاد حر را نپذیرفت و در منطقه‌ای به نام کربلا از توابع نینوا خیمه زد. در روز سوم ماه محرم، لشکری ۴۰۰۰ نفری به سرکردگی عمر بن سعد بن ابی وقاص به منطقه وارد شد.عمر بن سعد به عنوان فرزند یکی از صحابیون محمد، تمایلی به جنگیدن با حسین نداشت اما عبیدالله به او وعدهٔ حکومت ری را داد لذا عمر از او اطاعت کرد و از ترس توبیخ و تنبیه ابن زیاد پیشنهاد صلح حسین را نپذیرفت؛ اگرچه در مورد پیشنهاد صلح از طرف حسین در منابع اولیه اختلاف وجود دارد.


حسین بن علی بن ابی‌طالبصبح روز دهم محرم، حسین لشکریانش را که ۳۰ اسب سوار و ۴۲ پیاده بودند را آماده کرد. حسین سوار بر اسب خطابه‌ای را به لشکریان ابن سعد ایراد کرد و مقامش را برای آنان شرح داد. اما دوباره به وی گفته شد که اول از همه باید تسلیم یزید گردد و حسین در پاسخ گفت که هیچگاه خودش را همانند یک برده تسلیم نمی‌کند.جنگ شروع شد در یک حمله، سپاهیان ابن زیاد، خیمه‌های حسین را آتش زدند.بعد از ظهر، سپاهیان حسین، به شدت تحت محاصره قرار گرفتند. سربازان حسین پیش رویش کشته می‌شدند و کشتار هاشمیان که تا به حال راهشان برای ترک میدان جنگ باز بود نیز شروع گردید. حسین شجاعانه می‌جنگید و یعقوبی و چند منبع شیعی دیگر می‌گویند که ده‌ها تن را کشت.


حسین بن علی بن ابی‌طالبسرانجام حسین از ناحیه سر و بازو آسیب دیده و بر صورت به زمین افتاد و سنان بن انس نخعی بعد از اینکه ضربتی دیگر به حسین زد، سر وی را از بدن جدا نمود. نبرد به پایان رسید و سربازان ابن زیاد رو به غارت آوردند. بعد از اینکه ابن سعد محل جنگ را ترک کرد، اسدیان روستای القاظریه بدن حسین را به همراه دیگر کشتگان، در همان محل وقوع کشتار دفن نمودند. سر حسین به همراه سر دیگر هاشمیان به کوفه و دمشق برده شد.

 


حسین بن علی بن ابی‌طالبشیعیان در سالگرد واقعهٔ کربلا مراسم سوگواری برگزار می‌کنند اما تأثیر واقعهٔ کربلا بر وجدان و ضمیر دینی مسلمانان بسیار عمیق و فراتر از یادبود آن توسط شیعیان بوده است.مسلماً حسین تنها یک شورشی خودسر نبود که جان خود و خانواده‌اش را به خاطر آرزوهای شخصی فدا کند؛ او کسی بود که از شکستن پیمان صلح با معاویه سرباز زد ولی حاضر به بیعت با یزید به دلیل تعارض با پیمان‌شان نشد.


 

حسین بن علی بن ابی‌طال

او همانند پدرش قاطعانه معتقد بود که اهل‌بیت از جانب خدا برای حکومت بر امت محمد انتخاب شده‌اند و با رسیدن نامه‌های کوفیان، بر خلاف توصیهٔ دوستدارانش، احساس وظیفه برای رهبری کرد. در درازمدت، کشتار وحشیانه در کربلا مثالی برای وحشی‌گری امویان، و الهام‌بخش حرکت‌های بعدی شیعیان شد.


و اما عاشورا ب رقم زینب

کنیه و القاب حسین بن علی بن ابی‌طالب

کنیه حسین بن علی بن ابی‌طالب در تمام منابع ابوعبدالله آمده اما در نزد خواص لقب ابوعلی را نیز داشته است. حسین بسیاری القاب دارد که با القاب حسن یکی است. حسین القاب خاصی مانند زکی، طیب، وفیّ، سید، مبارک، نافع، الدلیل علی ذات‌اللّه، رشید، و التابع لمرضاهاللّه داشته است.

ابن طلحه مشهورترین لقب حسین را زکی و مهمترین آنان را سید شباب أهل‌الجنه می‌داند. در برخی احادیث منسوب به امامان شیعه، حسین با لقب شهید یا سیدالشهداء یاد شده است. در برخی متون ادبی و تاریخی قرن چهارم هجری و پس از آن، با وجود اینکه وی خلافتی نداشته است، از وی با لقب امیرالمؤمنین یاد می‌گردد.


حسین در تورات با نام شبیر یاد شده و در کتاب انجیل بیان شده که هارون برادر موسی، نامهایی که خدا برای پسران علی گذاشته‌است را می‌آموزد و بر دو پسر خود می‌گذارد.

منابع برای تاریخ‌نگاری قیام حسین و سرنوشت وی

به غیر از نسخه خطی از کتاب ابومخنف که در برلین نگهداری می‌شود و لارا وسیا وگلییری آن را تماماً معتبر نمی‌داند، مهمترین منابع در این زمینه، طبری و بلاذری هستند. روایات طبری در این زمینه به سه دسته تقسیم می‌شوند:

روایاتی که در کتاب ابومخنف (مرگ ۱۵۷ هجری/ ۷۷۴ میلادی) و از شاهدان عینی واقعه نقل شده‌اند.
روایات متعددی که از هشام بن محمد کلبی نقل شده و او نیز اکثراً از ابومخنف (استادش) نقل کرده است.
روایاتی از محدثان دیگر که اکثراً اطلاع مهمی به دست نمی‌دهند.


 

بلاذری همان منابع طبری را به کار گرفته اما آنها را خلاصه کرده و آن روایت‌ها را بزرگنمایی می‌داند و علاوه بر آنان روایت‌های دیگری نیز دارد.

لارا وسیا وگلییری بر این باور است که تاریخ نگاران دیگر مانند دینوری، یعقوبی، ابن عبد ربیحه و غیره، اطلاع خاص دیگری به ما نمی‌دهند چون روایت هایشان را از ابو مخنف گرفته‌اند. شیعیان این آثار که مولفانشان گرایش‌های شیعی دارند را معتبر می‌دانند که بیشتر این روایت‌ها از روایت‌های شیخ مفید سرچشمه گرفته‌اند. برخی دیگر از این آثار به نقد روایت‌های ساختگی می‌پردازند.

در قرن ۷ هجری/ ۱۳ میلادی، روایت‌های ساختگی و رمانتیک اضافه شد (مانند نبردهای تک نفره حسین که ده‌ها نفر را می‌کشد و مانند شیری از خود دفاع می‌کند و افسانه‌های دیگر). این اغراق‌ها و روایت‌های ساختگی توسط ابن کثیر مورد نکوهش تندی قرار گرفت.


دوران کودکی

محمد حائری می‌نویسد سال تولد حسین را سال ۳، ۴ یا ۵ هجری، روز تولدش را اکثراً ۳ شعبان، آخر ربیع‌الاول، اوایل شعبان، ۵ شعبان و زمانش را غروب پنج شنبه ذکر کرده‌اند. فاصله زمانی تولد حسن و حسین را ۶ ماه و ۱۰ روز، ۱۰ ماه و ۲۲ روز یا یک سال و دو ماه نوشته‌اند.اما مادلونگ معتقد است بنا به اکثر روایات، حسین در ۵ شعبان ۴ هجری/۱۰ ژانویه ۶۲۶ میلادی متولد شد. روایاتی هم وجود دارند که تاریخ تولدش را در جمادی‌الاول ۶ هجری/اوایل اکتبر ۶۲۷ میلادی ذکر می‌کنند.


در هنگام تولد حسین، محمد همان آدابی که برای تولد حسن انجام داده بود مانند اذان گفتن و عقیقه کردن را برای وی انجام داد و وی را برای شیر دادن نزد ام فضل همسر عباس بن عبدالمطلب فرستاد و ام فضل به حسین و فرزند خودش قثم بن عباس شیر می‌داد و بدین سان حسین برادر رضاعی قثم گردید.

اما کلینی روایتی دارد که می‌گوید حسین تنها از مادرش فاطمه شیر خورد. محمد، این نوه اش را به نام پسر دوم هارون، شبیر، حسین نام نهاد. بنا به برخی روایات، علی دوست داشت نام کودک را حرب بگذارد اما وقتی دید محمد چنین نامی بر او گذاشته، از این نام منصرف گردید.


روایات دیگر حاکی است که حسین در ابتدا به نام عمویش جعفر طیار که در آن زمان هنوز در حبشه زندگی می‌کرد، جعفر نامیده شد اما محمد نام او را حسین نهاد. اما روایات شیعی مدعی هستند که نام حسین از همان ابتدا بر کودک نهاده شد و به فرمان الهی صورت پذیرفت. در روایات آمده که نام حسن و حسین، نامهایی بهشتی بوده و پیش از اسلام بر کسی نهاده نشده است.

حسین بن علی بن ابی‌طالب ۷ سال اول عمرش را با محمد پدربزرگش گذراند. محمد، پیامبر مسلمانان و پدربزرگ او، در همان سالهای کودکی حسین درگذشت بنابراین حسین خاطره چندانی از وی نداشت. روایاتی از علاقه محمد نسبت به وی و برادرش حسن مجتبی نقل شده‌است. مانند «هر کس آنها را دوست داشته باشد مرا دوست دارد و هر کس از آنها متنفر باشد از من متنفر است» یا «حسن و حسین سید جوانان اهل بهشت‌اند».


حدیث دوم از دیدگاه شیعه اهمیت زیادی دارد و به اعتقاد آن گواهی بر حقانیت حسن و حسین بر امامت است. محمد دو نوه‌اش را بر زانوان، بازوها قرار می‌داد و حتی در حال نماز و سجده اجازه می‌داد بر پشتش قرار گیرند. محمدحسن و حسین را در آغوش می‌گرفت و در همان وضعیت با مردم سخن می‌کرد. حسن به عنوان نوه بزرگتر به نظر می‌رسد که بیشتر مورد توجه محمد بوده‌است و بیشتر از حسین، از محمد خاطره داشته‌است. حسن و حسین شبیه به محمد بودند اما حسن شباهت بیشتری داشته اشت.

مهمترین واقعه دوران کودکی حسن و حسین رویداد مباهله و اینکه این دو نفر مصداق کلمه «ابناءَنا» در آیه مباهله گردیدند می‌باشد.


دوران خلافت عمر و عثمان

بر طبق روایتی، حسین، زمانی که عمر خلیفهٔ دوم بر منبر محمد نشسته بود و در حال سخنرانی بود به دلیل نشستن بر منبر محمد اعتراض کرد و عمر نیز خطبه خود را نیمه کاره رها کرد و از منبر فرود آمد. همچنین عمر سهم حسن و حسین از بیت المال را به سبب نزدیکی با محمد، همانند سهم علی و اهل بدر معین کرده بود. بگفته برخی منابع تاریخی، حسن و حسین در سال ۲۹ هجری در فتح طبرستان شرکت داشتند.

حسین بن علی بن ابی‌طالب در زمان خلافت عثمان در قضیه تبعید ابوذر، به همراه علی و حسن وی را بدرقه نمود. مادلونگ در دانشنامه ایرانیکا می‌نویسد در هنگام محاصره عثمان، حسن به همراه فرزندان صحابیون محمد به دفاع از خانه عثمان پرداخت، عثمان از علی خواست که به دیگر محافظان بپیوندد و علی در پاسخ حسین را فرستاد. عثمان به حسین گفت که آیا می‌تواند در مقابل شورشیان از خود دفاع کند. حسین با شنیدن این سخن برآشفت و عثمان او را از آنجا به بیرون فرستاد.

همچنین مروان نیز گفت که علی مردم را بر ضد عثمان تحریک می‌کند و حال پسرانش را برای دفاع از عثمان می‌فرستد. محمد عمادی حائری می‌نویسد حسین یا حسن بر طبق روایات در قضیه دفاع از عثمان زخمی شدند.

دوران خلافت علی بن ابیطالب

یک نقاشی متعلق به سده نوزدهم که علی بن ابیطالب را در کنار دو فرزندش حسن و حسین ترسیم کرده‌است.
یک نقاشی از دوران قاجار که عزاداری برای حسین بن علی بن ابی‌طالب را نمایش می‌دهد.

در دوران خلافت علی، حسین بن علی بن ابی‌طالب در رکاب پدرش بود و در جنگ‌های او بطور فعال شرکت داشت.

حسین بن علی بن ابی‌طالب در جنگ صفین خطبه‌ای برای مردم برای تشویقشان به پیکار خواند و در زمان خلافت علی، بعد از حسن متولی صدقات بود. حسن و حسین، محمد حنفیه، عبدالله بن جعفر در میان هاشمیان از نزدیکترین همراهان علی در دوران خلافتش بودند. حسین جزو کسانی از پیروان علی بود که معاویه علی و آنان را در ملاء عام لعنت می‌کرد.

در هنگام کشته شدن علی، حسین بنا به روایتی برای مأموریتی به مدائن رفته بود و با نامه حسن از موضوع اطلاع پیدا کرده و در مراسم خاک سپاری علی حضور یافت.

دوران خلافت حسن بن علی

قرآن به خط کوفی منسوب به حسین بن علی بن ابی‌طالب

حسین در ابتدا مخالف پذیرش صلح با معاویه بود، اما تحت فشار حسن، آن را پذیرفت. پس از آن شیعیان کوفه به وی پیشنهاد دادند که حمله‌ای غافلگیر کننده به اردوگاه معاویه در نزدیک کوفه شود، اما نپذیرفت و گفت که تا وقتی معاویه زنده‌است باید به شرایط صلح نامه پایبند باشیم اما پس از مرگ معاویه در این تصمیم تجدید نظر خواهد نمود و به همراه حسن و عبدالله بن جعفر کوفه را به سمت مدینه ترک کرد.

دوران خلافت معاویه بن ابوسفیان

حسین در زمان معاویه اقدامی علیه وی انجام نداد. گرچه حسن را به خاطر انتقال قدرت به معاویه مورد سرزنش قرار داد ولی معاویه سالی یک یا دو میلیون درهم به حسین می‌فرستاد و حسین مکرر به شام سفر می‌کرد و در آنجا نیز هدایای دیگری از معاویه دریافت می‌نمود.

گزارش‌ها نشان می‌دهد که شیعیانی مانند حجر بن عدی حتی پیش از کشته شدن حسن بسیار به دیدن او می‌آمدند و از او تقاضا می‌کردند تا علیه معاویه قیام کند. اما بنا بر نوشته البلاذری پاسخ او همیشه این بود که «تا زمانی که معاویه هست کاری نمی‌توان کرد… امر این است که در همیشه در فکر انتقام باشید… اما در مورد آن چیزی نگویید.»

محمد عمادی حائری می‌نویسد

در دوران خلافت حسن و پس از صلح با معاویه که ۱۰ سال طول کشید، حسین هم عقیده و هم موضع با برادرش حسن بود و گرچه با تسلیم حکومت به معاویه مخالف بود و حتی پس از صلح، با معاویه بیعت ننمود، ولی به این صلح نامه پایبند بود. محمد باقر روایت می‌کند که حسن بن علی بن ابی‌طالب و حسین بن علی بن ابی‌طالب در این دوران در نماز به مروان بن حکم که از سوی معاویه به حکومت مدینه گماشته شده بود اقتدا می‌کردند. سید محمد عمادی حائری در دانشنامه جهان اسلام با استناد به منابع شیعی چون حر عاملی که اقتدا به شخص فاسق را نهی می‌کنند و با توجه به برخوردهای تند حسین با مروان، اعتقاد به نادرست بودن این روایت دارد.

 

بدنامی

در همین سالها حسین با لیلا دختر ابومره بن عروه بن مسعود ثقفی و میمونه دختر ابوسفیان، خواهر پدری معاویه ازدواج کرد که علی اکبر از لیلا متولد شد. ابومره هم پیمان امویان بود. این ازدواج برای حسین نفع مادی داشت البته این به رقم از مشرکین بود. ابن سعد می‌نویسد که معاویه به حسین ۳۰۰٬۰۰۰ درهم هدیه کرد اما به نظر نمی‌رسد که این دوستی‌ها ادامه پیدا کرده باشد.

 

چون معاویه علی را بدنام می‌کرد و علویان را شکنجه می‌داد. در مدینه، مروان بن حکم تصمیم گرفت هیچ جایی برای آشتی و مصالحه بنی هاشم و بنی امیه، باقی نگذارد. وقتی که حسن خواستگار دختر عثمان، عایشه بود، مروان مداخله کرد و نگذاشت این وصلت شکل بگیرد و عایشه به عقد عبدالله بن زبیر آمد. این بی اعتنایی‌ها به بنی هاشم، حسین را بیش از حسن خشمگین می‌کرد.

 

البته حسین، تلافی این اقدام مروان را درآورد و وقتی که یزید پسر معاویه خواهان ام کلثوم دختر عبدالله بن جعفر بود، مانع از این وصلت شده و ام کلثوم را به عقد قاسم بن محمد بن ابوبکر درآورد. همچنین حسین بر خلاف حسن، وقتی که مروان در اولین امارتش بر مدینه، علی را لعنت می‌کرد، واکنش شدیدی نشان داده و مروان و پدرش حکم را که قبلاً از سوی محمد پیامبر اسلام طرد شده بودند، لعنت نمود.

 

حسن ابن علی (ع)

وقتی که حسن آن طور که گفته می‌شود بر اثر مسمومیت در بستر شهادت بود، شک خود به معاویه را در این مسمومیت به حسین ابراز نداشت تا حسین اقدامی تلافی جویانه انجام ندهد.

حسن وصیت کرد که در کنار پدربزرگش محمد دفن شود و اگر بر سر این مسئله اختلاف و خونریزی بوجود آید، وی در کنار مادرش فاطمه دفن شود؛ ولی مروان بن حکم به تحریک عایشه مانع از دفن حسن در کنار محمد شد و شروع به تیراندازی به جسد حسن بن علی کرد، به تلافی اینکه عثمان را نگذاشته بودند در بقیع دفن شود، حسین نیز به اتحادیهٔ قریش به نام حلف الفضول شکایت نموده و خواستار احقاق حقوق بنی هاشم در برابر بنی امیه گردید.

اما محمد بن حنفیه و دیگران سرانجام حسین را متقاعد کردند که حسن را در کنار مادرش به خاک بسپارند.

بیعیت و بدعت

در همین زمان شیعیان کوفه شروع به بیعت با حسین کردند و با پسران جعده بن هبیره بن ابی الوهب مخزومی که نوه‌های ام هانی خواهر علی بن ابی طالب بودند در خانه سلیمان بن صرد خزاعی دیدار نموده و به حسین نامه‌ای نوشتند و شهادت حسن را به وی تسلیت گفته، وفاداری خود را به حسین بن علی بن ابی‌طالب اعلام داشته، از علاقه‌شان به حسین و نفرتشان از معاویه سخن گفته و از اشتیاقشان به پیوستن حسین بن علی بن ابی‌طالب به آنان خبر دادند.

حسین در پاسخ به آنان نوشت که موظف است شرایط صلح حسن را رعایت کند و از آنان خواست که احساساتشان را بروز ندهند و اگر حسین تا زمان بعد از مرگ معاویه زنده ماند، آن وقت دیدگاهش را به شیعیان خواهد گفت.

عمرو پسر عثمان (خلیفه سوم)

عمرو پسر عثمان (خلیفه سوم) به مروان در مورد دیدارهای بسیاری از شیعیان با حسین بن علی بن ابی‌طالب در مدینه هشدار داد و مروان این را به معاویه نوشت. معاویه توسط مروان بن حاکم مدینه از رفت‌وآمدهای شیعیان با حسین مطلع می‌گشت اما واکنشی نشان نمی‌داد. معاویه می‌گفت که هرگاه دسته‌ای در مسجد النبی دیدید که سخن بیهوده‌ای در آن گفته نمی‌شود، بدانید که آن گروه، حسین است.

 

در این زمان معاویه از مروان حاکم مدینه خواسته بود تا با حسین بن علی بن ابی‌طالب برخوردی نداشته باشد و عملی تحریک آمیز انجام ندهد. عمادی حائری می‌نویسد که حسین نسبت به حسن در مقابل امویان برخورد تندتر و علنی تری داشت. حسین یک بار با مروان به خاطر توهین به فاطمه برخورد سختی کرد و همچنین در برابر دشنام دادن به علی از سوی امویان واکنش شدیدی نشان می‌داد.

 

اما عمادی حائری در عین حال با استناد به مفهوم امامت در شیعه و همچنین از نظر تاریخی معتقد است که این دو برادر به طور کلی دارای موضع گیری یکسانی بوده‌اند و برای اثبات این مدعا به قضیه کفن و دفن حسن و تبعیت حسین بن علی بن ابی‌طالب از وصیت حسن اشاره می‌کند.

 

یک بار مروان نامه‌ای تهدید آمیز به حسین نوشت و به وی در مورد بروز تفرقه در امت اسلامی هشدار داد که با پاسخ قاطعی از سوی حسین مواجه شد و حسین معاویه را به خاطر اینکه به زیاد بن ابیه به خاطر همبستر شدن مادر زیاد با ابوسفیان لقب برادر را داده بود مورد نکوهش قرار داده و به خاطر اعدام حجر بن عدی به معاویه اعتراض نمود و به تهدیدها اعتنایی نکرد.

معاویه به اطرافیان و دوستانش از حسین شکایت کرد اما از تهدید بیشتر خود داری نموده و هدیه فرستادن‌ها به حسین را ادامه داد.

در زمان حکومت معاویه دو عمل مهم از او در منابع تاریخی ثبت شده‌است. یکی هنگامی که در مقابل چندی از بزرگان بنی امیه در مورد حق مالکیت خود بر یک سری زمین‌ها ایستاد و دیگر آنکه از تقاضای معاویه برای پذیرش یزید بعنوان ولی عهد معاویه با این دیدگاه که تعیین ولی عهد بدعتی است در اسلام سرباز زد.

 

حسین به همراه دیگر فرزندان صحابه مشهور محمد، این عمل را به خاطر اینکه خلاف صلح نامه حسن و خلاف اصل شورای عمر در تعیین خلیفه بود را رد نمود. بعد از مرگ حسن، حسین صاحب بیشترین احترام در بنی هاشم بود و با وجود اینکه افرادی مانند ابن‌عباس از لحاظ سنی از وی بزرگتر بودند، با وی مشورت می‌کرده و نظر او را به کار می‌بستند.

 

در هنگامی که معاویه برای یزید بیعت جمع می‌کرد حسین از معدود کسانی بود که بیعت را رد کرد و معاویه را محکوم کرد. سید محمد عمادی حائری بر این باور است که در این برهه وی هدایای معاویه را قبول نمی‌کرد. معاویه به یزید توصیه کرد که با حسین با نرمش برخورد کند و او را به بیعت مجبور نکند.

به نقل از ویکی پدیا

 

ماجرای عاشورا به رقم زینب کبری (س)

ماجرای قیام امام حسین(ع) و کربلا دارای ابعاد معرفتی گسترده‌ای است که متأسفانه به‌طور شایسته و بایسته به این ابعاد پرداخته نشده است و اگر هم از سوی محققان کاری صورت گرفته، به‌خوبی در جامعه انعکاس نیافته است. وجود چنین خللی باعث انحراف و تحریفاتی در معارف عترت و عاشورایی شد و زمینه را برای دور شدن از اصل معرفت حسینی فراهم کرد.

 

از عمده آسیب‌هایی که به‌فراخور تک‌بعدی دیدن ماجرای عاشورای حسینی در جامعه شیعه رواج یافت، می‌توان به مواردی مانند «پرداختن به ظاهر حادثه عاشورا»، «عدم‌تحقیق روی ابعاد غیبی و مخفی واقعه کربلا»، «عدم پرداختن به اهداف اصلی و معرفتی امام حسین(ع)»، «رواج تحریفات تاریخی و روایی»، «عدم‌انطباق معارف حسینی و عاشورایی» و … اشاره کرد. در ذیل به شرح برخی از موارد مذکور می‌پردازیم.

 ظاهر عاشورا ما را به معرفت حسینی نمی‌رساند

پرداختن به ظاهر ماجرای عاشورا نه‌تنها به انسان تصویر دقیقی از این واقعه عظیم تاریخی الهی نمی‌دهد بلکه ممکن است اصل ماجرای قیام حسینی(ع) را زیر سؤال ببرد؛ به این صورت که ظاهر واقعه عاشورا همان چیزی است که در مقاتل و تواریخ وجود دارد و کسانی که خود را مقید به این دو منبع می‌کنند و پا را فراتر نمی‌گذارند، فقط جنگ و خون و شمشیر برایشان پررنگ جلوه می‌کند و همان را به مخاطبان ارائه می‌دهند، در حالی که باید از مقاتل و تاریخ استفاده عبرتی و معرفتی داشت.

رهبر معظم انقلاب با همین نگاه در دهه هفتاد الگوی بسیار خوبی را در قالب مباحث «عبرت‌های عاشورا» به جامعه شیعه ارائه دادند که در تاریخ تشیع نمونه نداشت. چه پسندیده بود که سایر محققان این خط را در مباحث معرفتی نیز ادامه می‌دادند و آن را وارد محافل مذهبی می‌کردند.

زینب(س) شاهد زیبایی‌های عاشورا

اما در جریان کربلا با فرد بزرگواری مواجه هستیم که تربیت‌یافته مکتب اهل‌بیت(ع) است و از زاویه‌ای به کربلا نگاه می‌کند که زیبایی را نتیجه می‌گیرد و می‌فرماید «مارأیت إلّا جمیلاً»؛ زیرا برای زینب(س) سیر تربیت ۶ ماهه یاران امام حسین(ع) از مدینه تا کربلا تا رسیدن به «اعلی علّیّین» پررنگ جلوه می‌کند، اصحابی که بین آن‌ها پیر و جوان و خردسال با آیین و مذاهب مختلف حضور داشتند.

زینب(س) که تا حدود زیادی عالم به معارف قرآن بود، شاهد بود تربیتی که نوح(ع) توانست طی ۹۵۰ سال رسالتش آن هم با عده‌ای معدود انجام دهد، برادر و امامش حسین(ع) توانست با سرعت بسیار فراتر از نوح(ع) در مدت کمتر از ۶ ماه با عده‌ای بیش از عده اصحاب نوح(ع) انجام دهد. از این رو می‌بینیم که امام صادق(ع) در روایتی فرمودند: «سفینهالحُسَین أسرَعَ و أوسَع؛ کشتی حسین سریع‌تر و وسیع‌تر است».

 

یاران حسین(ع) بدون اذن وارد میدان نشدند.

زینب(س) شاهد بود که اصحاب در تمام مراحل آزمون الهی، سرافراز بیرون می‌آیند و هر بار به معنای واقعی کلمه، با امام زمانشان تجدید بیعت می‌کنند. از سوی دیگر این بانوی مکرم اسلام شاهد دلدادگی و سر سپردگی اصحاب عاشورایی به امام حسین(ع) در روز عاشورا بود طوری که با وجود اشتیاق فراوانی که به شهادت در رکاب مولایشان و پیوستن به دوستان شهیدشان داشتند، بدون اذن امام پا به میدان نبرد نمی‌گذاشتند.

بنابراین در زمانی که دشمنان زمین افتادن جسم یاران حسین(ع) را می‌دیدند، او ارتفاع گرفتن و رشد ارواح اصحاب در درجات رشد و فضل تا «اعلا علیین» را می‌دید؛ لذا در نظر زینب(س) ماجرای کربلا چیزی جز زیبایی نبود.

 

تحریف محتوای عاشورا جامعه را از معرفت حسینی دور می‌کند.

آسیب دیگری که می‌تواند قیام امام حسین(ع) و معارف عاشورایی را تحت‌الشعاع خود قرار دهد، «وجود تحریفات محتوایی و تاریخی» است. متأسفانه وجود محتواهایی که مطابق روایات اهل‌بیت عصمت و طهارت(ع) نیست، به‌وفور بین جامعه مداحان و برخی منبرهای دینی دیده می‌شود.

به‌عنوان نمونه یکی از مسائلی که مدام در هیئت‌های مذهبی مطرح می‌شود، مسأله تشنگی و گرسنگی کاروانیان و القای احساس درد شمشیر و آهن اصحاب عاشورایی به مخاطبان است، اما وقتی به روایات معتبر رجوع می‌کنیم، با چیزی بر خلاف آنچه تاکنون مطرح شده است، مواجه می‌شویم.

اصحاب امام حسین(ع) درد شمشیر را احساس نمی‌کردند.

امام محمد باقر(ع) در روایتی مشهور فرمود: «حسین‌بن علی(ع) قبل از اینکه کشته شود به اصحابش فرمود: همانا رسول خدا(ص) (به من) فرمود: اى فرزندم، همانا تو به‌زودى به‌سوى عراق سوق داده خواهى شد. و همانا تو و جماعتی از اصحاب تو در آن سرزمین شهید خواهید شد که (آنان) درد آهن (نیزه و شمشیر) را حس نمى‏‌کنند.» و بعد حضرت استناد به آیه۶۹ انبیا کرد و فرمود: «رسول‌الله(ص) سپس این آیه را تلاوت فرمود:«گفتیم: ای آتش؛ سرد و سلامت باشد بر ابراهیم»، جنگ براى تو و بر اینان (همراهانت) سرد و سلامت خواهد شد». (مختصرالبصائر، ص۱۳۹)

 

نتیجه پررنگ کردن مسأله‌ای که بر خلاف روایات اهل‌عترت(ع) است.

آسیبی جدی به معارف اصیل شیعی وارد می‌کند که به‌سادگی قابل جبران نیست. به این صورت که گویی فقط تشنگی و گرسنگی اصحاب مسأله‌ اصلی عاشورا و کربلا بود. بنابراین با این نگاه علاوه بر اینکه هیچ گاه نمی‌توان به حقیقت و زیبایی‌های عاشورا دست یافت.

 

منظر خود را به زینب(س) نزدیک‌تر کنیم

امام حسین(ع) و اصحاب حضرت مدام در موضع ضعف و انفعال قرار داده می‌شوند.از ین رو وقتی عمده آثار هنری واقعه عاشورا را می‌بینیم.حقیقتاً نمی‌توانیم زیبایی برداشت کنیم بلکه مدام خون و شمشیر و سیاهی فضای غالب آثار هنری است. پس بیاییم منظر خود را به زینب(س) نزدیک‌تر کنیم.

یادداشت: سعید شیری.

نویسنده و ویرایش: حسین اقلیمیا

حسین بن علی بن ابی‌طالب
به این صفحه امتیاز دهید
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید